سفارش تبلیغ
اخبار جدید
اخبار جدید

افطار

 
 
مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
که جز ملال، نصیبی نمی برید از من

زمینِ سوخته ام نا امید و بی برکت
که جز مراتع نفرت نمی چرید از من

عجب که راه نفس بسته اید بر من و باز
در انتظار نفس های دیگرید از من

خزان به قیمت جان جار می زنید؛ اما
بهار را به پشیزی نمی خرید از من

شما هر آینه ، آیینه اید و من همه آه
عجیب نیست، کز اینسان مکدّرید از من

نه ؛ در تبری من نیز بیم رسوایی است
به لب مباد که نامی بیاورید از من

اگر فرو بنشیند ز خون من عطشی
چه جای واهمه، تیغ از شما ورید از من

چه پیک لایقِ پیغمبری به سوی شماست ؟
شما که قاصد صد شانه بر سریداز من

برایتان چه بگویم زیاده ،هستیِ من
شما که با غم من آشناترید از من
 
(حسین منزوی) 

نوشته شده در دوشنبه 90/2/5ساعت 12:13 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |


Design By : Pichak