سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

افطار

جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرم
سنگ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم

مو به مو دارم سخنها       نکته‌ها از انجمنها
بشنو ای سنگ بیابان      بشنوید ای باد و باران
با شما همرازم اکنون      با شما دمسازم اکنون
....................
جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرم
سنگ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم

مو به مو دارم سخنها      نکته‌ها از انجمنها
بشنو ای سنگ بیابان       بشنوید ای باد و باران
با شما همرازم اکنون      با شما دمسازم اکنون
....................
شمع خود سوزی چو من      در میان انجمن
گاهی اگر آهی کشد دلها بسوزد
گاهی اگر آهی کشد دلها بسوزد
....................
یک چنین آتش به‌جان      مصلحت باشد همان
با عشق خود تنها شود تنها بسوزد
با عشق خود تنها شود تنها بسوزد
....................
من یکی مجنون دیگر       در پی لیلای خویشم
عاشق این شور و حال      عشق بی‌پروای خویشم
....................
تا به سویش ره سپارم      سر ز مستی برندارم
من پریشان حال و دلخوش       با همین دنیای خویشم
....................
جای آن دارد که چندی هم ره صحرا بگیرم
سنگ خارا را گواه این دل شیدا بگیرم

مو به مو دارم سخنها      نکته‌ها از انجمنها
بشنو ای سنگ بیابان       بشنوید ای باد و باران

با شما همرازم اکنون       با شما دمسازم اکنون

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://roozgozar.com

دانلود" سنگ خارا "با صدای مرضیه
 شعر از معینی کرمانشاهی
آهنگساز علی تجویدی


نوشته شده در چهارشنبه 91/7/19ساعت 2:3 صبح توسط ققنوس نظرات ( ) |

کجا سفر رفتی، که بی خبر رفتی
اشکم را چرا ندیدی    از من دل چرا بریدی
پا از من چرا کشیدی     که پیش چشمم بر دگر رفتی
بیا به بالینم، که جان مسکینم     
تاب غم دگر ندارد، جز بر تو نظر ندارد
جان بی تو ثمر ندارد، مگر چه کردم که بی خبر رفتی
چه قصه ها تو از وفا گفتی با من      
تو بی محبتی کنون جانا یا من
تو چنان شرر     بخداخبر ز خدا نداری

رود آتشت    سر آن سرا که تو پا گذاری

سوز دلم را تو ندانی،
آتش جانم ننشانی
با غمت در آمیزم، از بلا نپرهیزم    
پیش از آن برم بنشین، کز میانه برخیزم
رو به تو کردم بخدا      خو به تو کردم     که هم آغوش تو باشم

دل به تو بستم     به امیدت بنشستم     که قدح نوش تو باشم

چه شود اگر نفس سحر خبری ز تو آرد
به کس دگر نکنم نظر که دلم نگذارد
رو به تو کردم بخدا     خو به تو کردم     که هم آغوش تو باشم
دل به تو بستم    به امیدت بنشستم    که قدح نوش تو باشم
چه شود اگر     نفس سحر    خبری ز تو آرد

به کس دگر    نکنم نظر    که دلم نگذارد
رفتی و صبر و قرار مرا بردی، بردی     
طاقت این دل زار مرا بردی، بردی
رفتی و صبر و قرار مرا بردی، بردی            
طاقت این دل زار مرا بردی، بردی


آهنگساز:استاد علی تجویدی
سراینده: رحیم
معینی کرمانشاهی
خواننده: بانو دلکش
دستگاه: چهارگاه

دانلود تصنیفِ سفرکرده


نوشته شده در سه شنبه 90/7/12ساعت 3:57 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده ام
این بار من یک بارگی از عافیت ببریده ام

دل را ز خود برکنده ام با چیز دیگر زنده ام
عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده ام

ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی
دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیده ام

دیوانه کوکب ریخته از شور من بگریخته
من با اجل آمیخته در نیستی پرّیده ام

امروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شد
خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیده ام

من خود کجا ترسم از او شکلی بکردم بهر او
من گیج کی باشم ولی قاصد چنین گیجیده ام

از کاسه استارگان وز خون گردون فارغم
بهر گدارویان بسی من کاسه ها لیسیده ام

من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام
حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده ام

در حبس تن غرقم به خون وز اشک چشم هر حرون
دامان خون آلود را در خاک می مالیده ام

مانند طفلی در شکم من پرورش دارم ز خون
یک بار زاید آدمی من بارها زاییده ام

چندانک خواهی درنگر در من که نشناسی مرا
زیرا از آن کم دیده ای من صدصفت گردیده ام

در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا
زیرا برون از دیده ها منزلگهی بگزیده ام

تو مست مست سرخوشی من مست بی سر سرخوشم
تو عاشق خندان لبی من بی دهان خندیده ام

من طرفه مرغم کز چمن با اشتهای خویشتن
بی دام و بی گیرنده ای اندر قفص خیزیده ام

زیرا قفص با دوستان خوشتر ز باغ و بوستان
بهر رضای یوسفان در چاه آرامیده ام

در زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن
صد جان شیرین داده ام تا این بلا بخریده ام

چون کرم پیله در بلا در اطلس و خز می روی
بشنو ز کرم پیله هم کاندر قبا پوسیده ام

پوسیده ای در گور تن رو پیش اسرافیل من
کز بهر من در صور دم کز گور تن ریزیده ام

نی نی چو باز ممتحن بردوز چشم از خویشتن
مانند طاووسی نکو من دیبه ها پوشیده ام

پیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق ده
زیرا در این دام نزه من زهرها نوشیده ام

تو پیش حلوایی جان شیرین و شیرین جان شوی
زیرا من از حلوای جان چون نیشکر بالیده ام

عین تو را حلوا کند به زانک صد حلوا دهد
من لذت حلوای جان جز از لبش نشنیده ام

خاموش کن کاندر سخن حلوا بیفتد از دهن
بی گفت مردم بو برد زان سان که من بوییده ام

هر غوره ای نالان شده کای شمس تبریزی بیا
کز خامی و بی لذتی در خویشتن چغزیده ام

(مولانا جلال الدین محمد بلخی)

دانلود تصنیف " در عاشقی" با صدایِ همایون شجریان


نوشته شده در شنبه 90/5/15ساعت 4:49 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |


باز آمدم باز آمدم ، از پیش آن یار آمدم

در من نگر ..در من نگر .. بهر تو غمخوار آمدم ..

شاد آمدم شاد آمدم .. از جمله آزاد آمدم ..
چندین هزاران سال شد تا من به گفتار آمدم ..

آنجا روم آنجا روم .. بالا بُدم بالا روم ..
بازم رهان ..بازم رهان .. کین جا به زنهار آمدم ..

من مرغ لاهوتی بُدم ..دیدی که ناسوتی شدم ..
دامش ندیدم ناگهان .. در وی گرفتار آمدم ..

من نور پاکم ای پسر..  نه مشت خاکم مختصر ..
آخر صدف هم نیستم .. من دُرّ شهوار آمدم ..

ما را به چشم سر مبین .. ما را به چشم سِر ببین ..
آنجا بیا ما را ببین ..کآن جا سبکبار آمدم..

از چار مادر برترم.. وز هفت آبا نیز هم..
من گوهر کانی بُدَم.. کاین جا به دیدار آمدم..

یارم به بازار آمد‌ست.. چالاک و هشیار آمد‌ست
ور نه به بازارم چه کار.. وی را طلبکار آمدم

ای شمس تبریزی! نظر در کل عالم کی کنی؟..
کاندر بیابان فنا جان و دل افگار آمدم

(دیوان شمس)

باصدای" هنگامه ی اخوان" بشنوید  : دانلود


نوشته شده در دوشنبه 90/4/20ساعت 2:6 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

 
 
 
"کارمینا بورانا" مجموعه ای از آوازهای قرن سیزدهم میلادی است که پایه و اساس کارهای موسیقی کارل ارف ، آهنگساز و مدرس موسیقی آلمانی برای ساخت آوازهای کرال قرار گرفت.

از تصاویر نسخه خطی Carmina Burana

مجموعه کارهای کرالی که کارل ارف از روی این سرود ها تهیه کرد برای اولین بار در در سال 1937 اجرا شد و پس از آن بعنوان متداول ترین و محبوبترین کارهای کرال در قرن بیستم مطرح شد. این آوازها بصورت جدا و یا در فیلم های تلویزیونی و سینمایی - از جمله قسمت اول ارباب حلقه ها - به کررات اجرا شده است.

دست‌نوشته‌ای از کارمینا بورانا در سده? ?? تا ?? میلادی

کا
رمینا بورانا مجموعه ای از دست خط هایی است که هم اکنون در کتابخانه ایالتی باواریا در مونیخ (زادگاه کارل اورف) نگهداری می شود. این مجموعه شامل بیش از 1000 شعر و سرود است که در اوایل قرن سیزدهم میلادی تهیه شده است.
اصطلاح کارمینا بورانا - به معنی سرودهای بورانا - برای اولین بار توسط موسیقی شناسی بنام یوهان آندریاس اشملر (Johann Andreas Schmeller) بکاربرده شد.

 
 
اشملر این مجموعه از سرود ها را از روی دست نوشته هایی تهیه کرد که در سال 1847 از یک صومعه( بندیکتین)  در جنوب مونیخ پیدا شده بود؛ آنها متعلق به یک راهب بندیک در همان صومعه بودند. بررسی های اخیر نشان می دهد که ریشه اصلی این سرودها متعلق به این قسمت از مونیخ نبوده و به احتمال زیاد بعدها از اتریش به آنجا آورده شده است.
اغلب این سروده ها به زبان لاتین هستند اما برخی از آنها نیز به گونه های قدیمی تر زبان آلمانی نوشته شده اند. قسمت اعظم این سرودها دارای مضامین مذهبی، سیاسی، اخلاقی، عشقی و عرفانی هستند.
با این وجود اگر در یک جمله بخواهیم ایده ای از جمع معانی این سروده ها داشته باشیم باید به اصطلاحی که برای مردم قرن سیزدهم بکار برده می شد اشاره کنیم، یعنی : "بخور، بنوش، ازدواج کن؛ چرا که فردا ممکن است بمیری."
از نوشته های تاریخی نیز چنین بر می آید که مردم اروپا در قرن سیزدهم بیشتر به مسائل دنیوی توجه داشتند تا مسائل مذهبی.
اشملر این سروده ها را منتشر کرد تا اینکه در سال 1935 کارل ارف بطور کاملآ اتفاقی با این سروده ها آشنا شد و با خواندن آنها گویی به او وحی شد که باید برای آنها موسیقی تهیه کند. لذا تصمیم گرفت تا کار بزرگی را بر اساس این سروده ها برای ارکستر و گروه کر تهیه کند.
نسخه های خط های موجود این نوشته ها خود حاوی ملودی هایی قرون وسطایی بودند، اما ارف تصمیم گرفت تا ملودیهای خود را جایگزین آنها کند تا تطبیق بهتری با کلام داشته باشند. اولین اجرا شامل حرکات نمایشی مانند رقص هم بود، اما امروزه کمتر مشاهده می شود که با اجرای این قطعات حرکات نمایشی هم اجرا شود.
 
Carl Orff , 1895 – 1982
 
کارل ارف در زیرنویس پارتیتور تهیه شده برای این سرودهای قرون وسطایی از این عبارت استفاده کرد :
"سرودهای روحانی برای خواننده و کر که بصورت گروهی با ارکستر و تصاویر جادویی باید اجرا شوند."
کارمینا بورانا را می توان از جمله مشهورترین کارهایی که در زمان حکومت نازی ها در آلمان سروده شده است، نامید. اجرای اول این سرودها به هشتم جون سال 1937 در سالن اپرای فرانکفورت باز می گردد. هر چند در ابتدا منتقدین موسیقی محلی برخورد خوبی با این کار ارف نداشتند اما با علاقه و حمایتی که حزب نازی از این موسیقی نشان داد، کارل ارف به یکباره به شهرت بسیاری دست پیدا کرد و از او خواسته شد تا موسیقی های بیشتری در این فضا برای فرهنگ و تمدن "آریایی" تهیه کند. 
دانلود این مجموعه
 

نوشته شده در شنبه 90/2/3ساعت 6:8 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 یه شب مهتاب
خواننده: فرهاد
(دانلود)

 

یه شب مهتاب ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره کوچه به کوچه
باغ انگوری باغ آلوچه،
دره به دره صحرا به صحرا،
اون جا که شبا پشت بیشه‌ها
یه پری می‌آد ترسون و لرزون
پاشو می‌ذاره تو آب چشمه
شونه‌می‌کنه موی پریشون...
یه شب مهتاب ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره ته اون دره
اون‌جا که شبا یکه و تنها
تک‌درخت بید شاد و پرامید
می‌کنه به ناز دس‌شو دراز
که یه ستاره بچکه مث
یه چیکه بارون به جای میوه‌ش
سر یه شاخه‌ش بشه آویزون...
یه شب مهتاب ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره از توی زندون
مث شب‌پره با خودش بیرون،
می‌بره اون‌جا که شب سیا
تا دم سحر شهیدای شهر
با فانوس خون جار می‌کشن
تو خیابونا سر میدونا:
عمو یادگار! مرد کینه‌دار!
مستی یا هش‌یار
خوابی یا بیدار؟
مست ایم و هش‌یار،
شهیدای شهر!
خواب ایم و بیدار،
شهیدای شهر!
آخرش یه شب
ماه می‌آد بیرون،
از سر اون کوه
بالای دره
روی این میدون
رد می‌شه خندون




نوشته شده در جمعه 89/11/8ساعت 3:1 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

 

 (دانلود)

بخت بیدار (یا زندگی جاوید)

 آهنگساز: روح الله خالقی
شاعر: اسماعیل نواب صفا(متولد کرمانشاه 1301)
اجرا : بانو مرضیه

 

بخت بیدار منی          حُسن گلزار منی
منم که رام توام     اسیر دام توام
ای روی تو بهشت من      عشق تو سرنوشت من ...... بازآ بازآ
تو گل زیبای منی،
می من مینای منی
به خدا ای ماه درخشان روشنی شبهای منی
سحر امید منی،
 مه من خورشید منی
به خدا ای جلوه هستی زندگی جاوید منی
ای دل نور تو کو؟
ای جان شور تو کو
ای مه مهر و وفای تو کجا شد
بی آن سلسله مو،
با من قصه مگو
دل خواهان فنا شد چه به جا شد
بی شکیب و دلداده منم
بی نصیب و آزاده منم
چون بی دل آرامم
کو صبر و آرامم
باشد چون افسانه
آغاز و انجامم

 (دانلود)

 


نوشته شده در سه شنبه 89/11/5ساعت 9:48 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

 
 
کوچولوی زردم قناری
ای دوای دردم قناری
پرنده ی خوشگل من
محرم راز دل من
چرا بی قراری قناری
عاشق بهاری قناری
********
دلم می خواد شادت کنم من
از قفس آزادت کنم من
مست وبی پروا بپری
تو باغ وصحرا بپری
چرا بی قراری قناری
عاشق بهاری قناری
ای شوخ وشنگم قناری
مرغک قشنگم قناری
*********
قفس طلا می آرم برات
آب و دونه میذارم برات
انیس تنهائی من
در دل شیدائی من
چرا بی قراری قناری
عاشق بهاری قناری
**********
اگه بخوام ولت کنم من
گوش به حرف دلت کنم من
گربه تو باغ می گیردت
می بردت می خوردت
چرا بی قراری قناری
عاشق بهاری قناری
ای شوخ و شنگم قناری
مرغک قشنگم قناری
***********
کوچولوی زردم قناری
ای دوای دردم قناری
پرنده ی خوشگل من
محرم راز دل من
چرا بی قراری قناری
عاشق بهاری قناری
**********
دلم می خواد شادت کنم من
از قفس آزادت کنم من
مست وبی پروا بپری
تو باغ وصحرا بپری
چرا بی قراری قناری
عاشق بهاری قناری
ای شوخ و شنگم قناری
مرغک قشنگم قناری
 
 

نوشته شده در یکشنبه 89/10/26ساعت 3:1 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

قصه ی " حسینقلی، مردی که لب نداشت"
سروده ی احمد شاملو از دفتر شعر " در آستانه" / 1338 خورشیدی
اجرا: هانیه سلیمی
انتخاب و میکس موسیقی: کاوه حیدری
ضبط: تهران / زمستان 1388 خورشیدی
زمان : 14 دقیقه ، حجم : 6 مگابایت

موسیقی ها :
زرد ملیجه، اثر استاد ابوالحسن صبا، آلبوم " به یاد صبا" ، گروه کامکارها
قطعاتی از آلبوم " اوجاداغلار" موسیقی قشقایی : حسین حمیدی
تصنیف "نگارا" در سه گاه ، آلبوم شش تصنیف قدیمی، نشر ماهور
Persian love songs & mystic chants / flute by:  duncon lomont
 نقاشی: مهدخت امینی

دانلود فایل صوتی از لینک مستقیم

دانلود شعر به صورت pdf


نوشته شده در شنبه 89/5/2ساعت 7:7 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

 

 
"My heart will go on"

 

 Every night in my dreams. I see you. I feel you 
 That is how I know you go on 
 Far across the distance and spaces between US 
 You have come to show you go on 
 Near. Far. Wherever you are 
 I believe that the heart does go on 
Once more. You open the door 
 And you re here in my heart 
 And my heart will go on and on 
Love can touch US one time 
 And last for a lifetime 
 And never let go till  we re  gone 
 Love was when I loved you 
 One true time. I hold too 
 In my life we ll always go on 
 Near. Far. Wherever you are 
 I believe that the heart does go on 
 Once more. You open the door 
 And you re here in my heart 
 And my heart will go on and on 
 You re here. There s  nothing  fear 
 And I know that my heart will go on
 We ll stay for ever this way
 You are safe in my heart 
 And my heart will go on
 And on

 

 

دانلود این ترانه با صدای سلن دیون


نوشته شده در پنج شنبه 89/4/3ساعت 7:20 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

   1   2      >

Design By : Pichak