سفارش تبلیغ
صبا ویژن

افطار

 

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها
ج: جسارت برای ادامه زیستن
چ: چاره اندیشی برای گریز از گرداب اشتباه
ح: حق شناسی برای تزکیه نفس
خ: خودداری برای تمرین استقامت
د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
ذ: ذکر گوپی برای اخلاص عمل
ر: رضایت مندی برای احساس شعف
ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق دردها
س: سخاوت برای گشایش کارها
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص: صداقت برای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد
ط: طاقت برای تحمل شکست
ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها
غ: غیرت برای بقای انسانیت
ف: فداکاری برای قلب های دردمند
ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل
ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق
گ: گذشت برای پالایش احساس
ل: لیاقت برای تحقق امیدها
م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک
ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها
و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
ی: یکرنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک


نوشته شده در پنج شنبه 89/5/7ساعت 5:27 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

چرا لباس فارغ التحصیلی در کل جهان این شکلی می باشد؟
 

 

 یک نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی که ما خود آنرا نمیشناسیم ردای فارغ التحصیلی است. لابد شما هم تا به حال دیده اید که وقتی یک دانشجو در دانشگاههای خارج میخواهد مدرک دکترای خود را بگیرد، یک لباس بلند مشکی به تن او میکنند و یک کلاه چهارگوش که از یک گوشه آن یک منگوله آویزان است بر سر او میگذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را میخواند.

 

 

هنگامی که از ما سوال میشود که این لباس و کلاه چیست؟ چه پاسخی میدهیم؟! هنگامی که از یک اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریکایی سئوال می شود که این لباس چیست که شما تن فارغ التحصیلان خود میکنید، می گویند ما به احترام «آوی سنّا Avicenna» (ابن سینا) پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین میپوشیم.

 

 

   

 

آنها به احترام «آوی سنّا» که همان «ابن سینا»ی ما می‌باشد که لباس بلند رِدا گونه می پوشیده است، این لباس را تن دانشمندان خود می‎کنند. آن کلاه هم نشانه همان دَستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی است که ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دَستار آویزان می‎کردیم و به دوش می‎انداختیم. در اروپا و آمریکا علامت یک آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و کلاه ابن سینا می ‎دانند، ولی ما خودمان نمی‎دانیم! 

 


نوشته شده در چهارشنبه 89/4/30ساعت 9:24 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |


نوشته شده در یکشنبه 89/4/27ساعت 4:14 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

قوانینی که انیشتین فرصت مطرح کردنشان  را پیدا نکرد... !!

 

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.  

قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.  

قانون تعمیر:

بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.  

قانون کارگاه:

اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.  

قانون معذوریت:

اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.  

قانون حمام:

وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.  

قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.  

قانون نتیجه:

وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد..  

قانون بیومکانیک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.  

قانون تئاتر:

کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.  

قانون قهوه:

قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.

آلبرت انیشتین


نوشته شده در یکشنبه 89/4/27ساعت 12:47 صبح توسط ققنوس نظرات ( ) |

اعدام جنایتکاری که موجب وحشت دختران می شد ! ...

 .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


نوشته شده در شنبه 89/4/26ساعت 5:30 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |


نوشته شده در جمعه 89/4/25ساعت 11:13 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

همه اش با پانصد تومان؟

السلام علیک یا سلطان ابراهیم یا امامزاده سلطان ابراهیم

اول سلامتی پدر و مادرم

دوم اینکه تربیت معلم سال اول یعنی سال 88 من و سارا قبول بشویم سال سوم متوسطه شاگرد اول شوم و معدل کتبی ام بالاتر از 18 باشد

آرزوی پدر و مادرم را که دوست دارند پسر داشته باشند برآورده کن

دعای کوثر را مستجاب کن

خاله فخری و الهام و عمه اکرم را خوشبخت کن ازدواج کنند

آرزوی محسن را بر آورده کن

مادرم را شفا بده

زندگی پدر و مادر بزرگم را سر و سامان بده

به مصطفی کمک کن که دانشگاه هر رشته ایی که می خواهد قبول شود

عاطفه فائزه و زینب در درس موفق باشند و در آینده کاره ایی شوند

یا سلطان ابراهیم دعاهای : دایی مالک -ابوذر -رسول سلطان مادر بزرگ و پدر بزرگهایم- زیبا -حکمت -علی- کرامت- ولی -صالح -مژگان -شیما- لیلا- اکرم- فرخنده -رعنا- مرضیه -مریم- زهرا- بصیر- مرضیه- صدیقه-- ساهره -بهاره- سیمین -صدری- سمیه -سیما -شمایل -صفیه -خاور- مینا- عمه شاه گلی کسری- فروزان -معصومه -محسن- دایی صادق -هما- اکرم را هم مستجاب بفرما


نوشته شده در شنبه 89/4/19ساعت 5:18 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

خانمها زود قضاوت میکنند اما درست حس میکنند!!

 

یه روز یه آقایی نشسته بود و  روزنامه  می خوند که یهو زنش با ماهی تابه می کوبه تو سرش.
مرده میگه: برای چی این کارو کردی؟
زنش جواب میده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه کاغذ پیدا کردم که توش اسم سامانتا نوشته شده بود ...

مرده میگه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش سامانتا بود.

زنش معذرت خواهی می کنه و میره به کارای خونه برسه.

.

.

نتیجه اخلاقی: خانمها همیشه زود قضاوت میکنند

.

.

.

سه روز بعدش مرده داشته تلویزیون تماشا می کرده که زنش این بار با وردنه ی بزرگ دوباره می کوبه تو سرش!
بیچاره مرده وقتی به خودش میاد می پرسه: چرا منو زدی؟

  زنش جواب میده: آخه اسبت زنگ زده بود!

.

.

.

نتیجه اخلاقی 2: متاسفانه خانمها همیشه درست حس میکنند

 


نوشته شده در سه شنبه 89/4/15ساعت 11:32 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |


نوشته شده در سه شنبه 89/4/15ساعت 10:50 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

 

 

 

کاریکاتور سیاسی جنگ لفظی بین کودک یهودی و کودک فلسطینی
 برنده جایزه بهترین کاریکاتور امسال امریکا

کودک یهودی: پدر من به من گفته شما شرور، تروریست و حیوان صفت هستید.

کودک فلسطینی: ولی پدر من چیزی بهم نگفته ، آخه پدر تو اون رو کشته


نوشته شده در دوشنبه 89/4/14ساعت 5:34 عصر توسط ققنوس نظرات ( ) |

<      1   2   3   4      >

Design By : Pichak